تاریخ ارسال مطلب : جمعه 11 مرداد ماه سال 1387
هژمونی و رسانه
اهمیت و کارکرد رسانه بر همه اندیشمندان مبرهن است. نظریات ارتباط جمعی از مارپیچ سکوت نئومن گرفته تا نظریه گلوله و قضایای عینی همچون واترگیت و تحقیقات لازاراسفلد همگی موید این نکته اند. حال سوالی که مطرح می شود این است که این رسانه ها فی نفسه در پی منافع جوامع گام برمی دارند و مساله حاکمیت هژمونی و سرکردگی در آنها بی تاثیر است؟ آیا مالکان رسانه ها که اکنون تبدیل به شرکت های غول پیکر فراملیتی شده اند به اعمال خواست و نظر خود نمی پردازند؟ اگر این را با پاسخی مبرهن وام گرفته از افکار مارکس و گرامشی مثبت بدانیم در جوامعی با نظام بسته سیاسی و رسانه های دولتی نابجا نیست که از تشابه مساله هژمونی بر رسانه ها
ادامه مطلب ...



